جملات بسیار زیبا از دکتر علی شریعتی
حق وباطل:اگردرصحنه حق وباطل نیستی،اگرشاهدعصرخودت وشهیدحق بر باطل نیستی،هرجاكه میخواهی باش.چه به شراب نشسته وچه به نمازایستاده هردویكیست
قضاوت:ای خدای بزرگ به من کمک کن تاوقتی میخواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم,کمی باکفش های اوراه بروم
انسانیت:انسان بیش از زندگی است ؛ آنجا که هستی پایان می یابد،او ادامه می یابد.
بگذار تا شیطنت عشق:خدایا اضطراب های بزرگ غم های ارجمند و حیرت های عظیم بر روح ام عطا کن و لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عزیز بر جانم ریز
سلام:درشگفتم که سلام آغازدیداراست ولی درنمازپایان است شایداین بدین معناست که نمازآغازدیدار است .
هست و نیست :در بی کرانه زندگی دو چیز افسونم کرد: آبی اسمان که می ببینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست
تهمت ودروغ:تهمت ودروغ رادشمن سفارش میدهدومنافق میسازدوعوام فریب پخش میکندوعامی انرامیپذیرد
چگونه زیستن:خـدایاتـوچگونه زیـسـتـن را بـیاموزمـن خـودچگونه مُـردن راخـواهـم آموخـت .
شهرت:خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند
اصلاح فکر:زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهند لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست
آدمی:عده ای مثل قرص جوشاننددرلیوان آب كه بیاندازیشان طوری غلیان كرده وكف میكنندكه سرمیرونداما كافی است كمی صبركنی بعدمیبینی كه ازنصف لیوان هم كمترند.
شناخت :حتی خداوند نیز دوست دارد که بشناسندش نمی خواهد مجهول بماند مجهول ماندن است که احساس تنهایی را پدید می آورد و دردبیگانگی و غربت را. مجهول ماندن رنج بزرگ روح آدمی است.
انسان:انسان عبارت است ازیک تردیدی دائمی.هرکسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.
مثنوی:احساس میکنم دراین مثنوی بزرگ طبیعت مصرعی ناتمام بودنمان انتظاریک بیت شدن
خدا:خداوندامن باتما م کوچکیم یک چیزازتوبیشتردارم وآن هم خداست که من دارم وتونداری
اندیشه:اگرقادرنیستی خودرابالاببری همانندسیب باش تاباافتادنت اندیشه ای رابالاببری .









